تغییر مسیر شغلی بدون شروع از صفر؛ چطور مسیر مناسب رو پیدا کنیم؟
تغییر مسیر شغلی همیشه به این معنی نیست که باید کارت رو رها کنی، وارد یک حوزه جدید بشی یا همهچیز رو از صفر شروع کنی. گاهی تا همینجا هم چیزهای زیادی ساختی: تجربه به دست آوردی، مهارتهای مختلفی یاد گرفتی، مسئولیت قبول کردی، ارتباطات حرفهای شکل دادی و به نتایجی رسیدی.
اما یک روز فرصت تازهای پیش روت قرار میگیره و از خودت میپرسی:
«آیا ارزشش رو داره که برای این مسیر جدید،بیشتر وقت بگذارم؟»
اینجا لزوماً سؤال این نیست که «کارم رو عوض کنم یا نه؟»
شاید شغل فعلیات خوب باشه و حتی ازش راضی باشی. مسئله اینه که میخوای بفهمی آیا کاری که امروز انجام میدی، هنوز با آدمی که بهش تبدیل شدی و آیندهای که میخوای برای خودت بسازی هماهنگه یا نه.
اینجاست که ممکنه سؤال بزرگتری توی ذهنت شکل بگیره:
«از کجا بفهمم واقعاً میخوام توی زندگی چه کاری انجام بدم، بدون اینکه تمام چیزهایی رو که تا امروز ساختم کنار بذارم؟»
وقتی یک فرصت تازه باعث میشه به معنای کارت فکر کنی
در یکی از جلسات کوچینگ، با خانمی کار میکردم که داشت یک فرصت حرفهای جدید رو بررسی میکرد. اون قصد نداشت شغلش رو عوض کنه یا تمام چیزهایی رو که ساخته بود کنار بذاره. در چند حوزه حرفهای فعالیت داشت و مهارتها و تواناییهاش هم شناختهشده بودن.
سؤالی که در ابتدا مطرح کرد، خیلی ساده به نظر میرسید:
«آیا ارزشش رو داره که وارد این مسیر بشم؟»
اما وقتی بیشتر درباره موضوع صحبت کردیم، سؤالهای دیگهای هم مطرح شدن:
«آیا این فرصت باعث میشه احساس رضایت و موفقیت بیشتری داشته باشم؟»
«آیا میتونم از این طریق تأثیر بیشتری بذارم؟»
«آیا این مسیر با مرحلهای از زندگی که الان در اون هستم هماهنگه؟»
از اینجا به بعد، دیگه فقط درباره یک فرصت شغلی صحبت نمیکردیم.
موضوع به رابطه بین کار، هویت فردی، احساس رضایت و معنای زندگی رسیده بود.
برای بعضی از ما، پیدا کردن معنا در زندگی با این سؤال هم گره خورده که کار چه جایگاهی در زندگیمون داره.
- دوست دارم چه تأثیری روی دیگران بذارم؟
- میخوام از کدوم تواناییهام بیشتر استفاده کنم؟
- چه چیزی در شرایط فعلی دیگه برام کافی نیست؟
گاهی یک فرصت کاری جدید، ما رو با همین سؤالهای عمیقتر روبهرو میکنه.
چطور مسیر خودت رو پیدا کنی، بدون اینکه از صفر شروع کنی؟
وقتی به تغییر مسیر شغلی فکر میکنیم، معمولاً اولین تصویری که به ذهنمون میرسه، یک تغییر بزرگه:
استعفا دادن، عوض کردن حوزه کاری، راهاندازی کسبوکار یا شروع دوباره از صفر.
اما پیدا کردن مسیر خودت در زندگی، همیشه به معنی کنار گذاشتن مسیری نیست که تا امروز طی کردی.
گاهی سؤال اصلی اینه:
«چطور میتونم چیزهایی رو که تا امروز ساختم، به مرحله تازهای برسونم؟»
شاید بخوای از بعضی مهارتهات بیشتر استفاده کنی، به بخشی از تواناییهات که تا امروز کمتر دیده شده فرصت بدی یا فعالیتی رو امتحان کنی که با ارزشها و خواستههات هماهنگی بیشتری داره.
در چنین شرایطی، پیدا کردن مسیر جدید لزوماً به معنی پیدا کردن یک جواب کاملاً تازه نیست.
شاید فقط لازم باشه بفهمی کدوم بخش از مسیر قبلیات رو میخوای از این به بعد بیشتر رشد بدی و دقیقاً همین موضوعه که تصمیم رو سخت میکنه.
چون قرار نیست بین یک گزینه کاملاً درست و یک گزینه کاملاً اشتباه انتخاب کنی. ممکنه هر دو مسیر ارزشمند باشن، اما هر کدوم چیزی بهت بدن و در مقابل، چیزهایی هم ازت بخوان.
فقط پرسیدن «آیا به نفعم هست؟» کافی نیست
وقتی با یک فرصت شغلی تازه روبهرو میشیم، طبیعیه که بخوایم مزایا و معایبش رو بررسی کنیم.
از یک طرف ممکنه فرصت جدید این مزایا رو داشته باشه:
- رشد و یادگیری بیشتر
- آشنایی با آدمهای جدید
- دیده شدن و به رسمیت شناخته شدن
- استفاده بهتر از مهارتها و تواناییها
- تأثیرگذاری بیشتر
- مسئولیتهای تازه
اما از طرف دیگه، ممکنه هزینههایی هم داشته باشه که فقط مالی نیستن:
- وقت آزاد کمتر
- نیاز به انرژی بیشتر
- رفتوآمدهای طولانیتر
- زمان گذاشتن برای آموزش
- فشار و مسئولیت بیشتر
- وقت کمتر برای خانواده، علایق شخصی یا استراحت
به همین دلیله که سؤال «آیا این فرصت به نفعمه؟» همیشه کافی نیست.
شاید سؤال مهمتر این باشه:
«آیا این فرصت با زندگیای که میخوام برای خودم بسازم، سازگاره؟»
وقتی همهچیز رو با هم توی ذهنمون نگه میداریم؛ پیشرفت، ترس، خانواده، پول، اعتبار، آزادی، زمان و نیاز به امنیت، خیلی راحت وارد چرخهای از فکر کردنهای تکراری میشیم.
نه لزوماً به این خاطر که اطلاعات کافی نداریم؛ بلکه چون همه معیارهایی که برای تصمیمگیری داریم، به یک اندازه برامون مهم نیستن.
گاهی وقتی این عوامل رو از هم جدا میکنیم، تصمیم برامون روشنتر میشه.
برای شروع میتونی از خودت بپرسی:
واقعاً چی میخوام؟
از چی میترسم؟
دارم سعی میکنم از چه چیزی محافظت کنم؟
حاضرم از چه چیزی بگذرم؟
در شرایط فعلی زندگیام، کدوم معیار برام مهمتره؟
پاسخ به این سؤالها کمک میکنه بفهمی چه چیزهایی روی انتخابت تأثیر میذارن و هر کدوم چه جایگاهی در زندگی امروزت دارن.
وقتی سؤال درباره آینده شغلی، به سؤال درباره هویتت تبدیل میشه
بعضی وقتها در زندگی به مرحلهای میرسیم که یک سؤال کاری، تبدیل به یک سؤال شخصی میشه.
«من امروز چه تفاوتی با پنج یا ده سال پیش دارم؟»
«دوست دارم کدوم بخش از وجودم رو بیشتر نشون بدم؟»
«میخوام چه تأثیری در زندگی و کارم داشته باشم؟»
«موفقیت و رضایت واقعی برای من چه معنایی داره؟»
«چه چیزی دیگه مثل گذشته برام کافی نیست؟»
اینجاست که یک تصمیم شغلی وارد حوزهای میشه که من در چرخ تصمیمگیری خودم بهش میگم: «گذار و معنای شخصی».
در این شرایط، موضوع فقط انتخاب یک شغل یا فعالیت جدید نیست. مسئله اینه که بفهمی آیا کاری که انجام میدی، هنوز با چیزهایی که در این مرحله از زندگی برات مهم هستن هماهنگه یا نه.
به همین دلیله که وقتی از خودت میپرسی «چطور بفهمم واقعاً میخوام توی زندگی چی کار کنم؟»، لزوماً به این معنی نیست که گم شدی یا هیچ هدفی نداری.
اتفاقاً گاهی این سؤال بعد از سالها تجربه و موفقیت مطرح میشه. چون تو در طول این سالها تغییر کردی.
شاید چیزهایی که ده سال پیش برات مهم بودن، امروز دیگه همون اولویت رو نداشته باشن. و این کاملاً طبیعیه.
چهار سؤال برای بررسی یک مسیر شغلی جدید
اگر این روزها به یک فرصت حرفهای تازه فکر میکنی و نمیدونی چقدر باید جدیاش بگیری، این چهار سؤال میتونن بهت کمک کنن.
۱. دقیقاً چه چیزی در این مسیر جدید برام جذابه؟
- آیا دنبال دیده شدن و اعتبار بیشتر هستی؟
- میخوای رشد کنی و چیزهای تازه یاد بگیری؟
- دوست داری تأثیر بیشتری بذاری؟
- آزادی بیشتری میخوای؟
یا شاید این فرصت بهت اجازه میده بخشی از تواناییهات رو که تا امروز کمتر ازشون استفاده کردی، بیشتر به کار بگیری؟ سعی کن بفهمی دقیقاً چه چیزی تو رو به سمت این فرصت میکشونه.
۲. برای رفتن به این مسیر، از چه چیزهایی باید بگذرم یا مراقب چه چیزهایی باشم؟
زمان، خانواده، انرژی، ثبات مالی، آزادی، سلامتی یا پروژههای دیگهای که برات مهم هستن. گاهی یک مسیر واقعاً جذابه، اما ممکنه در شرایط فعلی زندگیات انتخاب مناسبی نباشه.
مهمه که فقط به چیزی که به دست میاری نگاه نکنی، بلکه ببینی در مقابلش چه چیزی رو باید کنار بذاری یا کمترش کنی.
۳. در این مرحله از زندگی، کدوم معیار برام مهمتره؟
همه معیارها وزن یکسانی ندارن.
شاید پنج سال پیش، پیشرفت شغلی مهمترین اولویتت بوده، اما امروز داشتن زمان بیشتر برای خانواده یا آزادی عمل برات مهمتر شده.
یا شاید برعکس، امروز احساس میکنی وقتشه مسئولیتهای بزرگتری قبول کنی.
نکته اینه که با معیارهای امروزت تصمیم بگیری، نه لزوماً با معیارهایی که سالها پیش داشتی.
۴. چه قدمی میتونم بردارم، بدون اینکه مجبور باشم همین الان تصمیم نهایی رو بگیرم؟
برای هر تصمیم مهمی لازم نیست فوراً بگی «بله» یا «نه». گاهی میتونی قبل از تصمیم نهایی، یک قدم کوچک برداری.
مثلاً:
- با کسی که در اون حوزه تجربه داره صحبت کنی.
- اطلاعات بیشتری درباره فرصت جمعآوری کنی.
- در یک جلسه آشنایی شرکت کنی.
- یک فعالیت رو در مقیاس کوچک امتحان کنی.
- بررسی کنی که این مسیر در عمل چه تغییراتی در زندگیات ایجاد میکنه.
گاهی اولین قدم، تصمیم گرفتن نیست.
اولین قدم اینه که شرایطی فراهم کنی تا بتونی آگاهانهتر تصمیم بگیری.
کوچینگ تصمیمگیری چطور میتونه کمکت کنه؟
در کوچینگ تصمیمگیری، کار من این نیست که بهت بگم کدوم مسیر رو انتخاب کنی.
قرار نیست من به جای تو تصمیم بگیرم که در شغلت بمونی، تغییرش بدی یا یک فرصت جدید رو دنبال کنی.
در عوض، با هم تلاش میکنیم عواملی رو که روی تصمیم تو تأثیر میذارن، روشنتر ببینیم.
مثلاً:
- معیارهایی که بر اساسشون گزینهها رو ارزیابی میکنی.
- ارزشهایی که میخوای حفظشون کنی.
- ترسها و نگرانیهایی که روی انتخابت تأثیر میذارن.
- خواستههایی که شاید تازه متوجهشون شدی.
- پیامدهایی که هر انتخاب میتونه برای زندگیات داشته باشه.
چون گاهی مسئله این نیست که به اندازه کافی فکر نکردی. اتفاقاً شاید خیلی هم فکر کردی.
اما همچنان داری همه عوامل رو با هم بررسی میکنی و دوباره به همون سؤالهای قبلی برمیگردی.
وقتی بتونی این عوامل رو از هم جدا کنی و هر کدوم رو روشنتر ببینی، ممکنه نگاهت به تصمیم تغییر کنه.
اگر هنوز درباره این مسیر جدید مردد هستی…
اگر یک فرصت حرفهای پیش روت قرار گرفته، مدام بهش فکر میکنی، اما هنوز نمیتونی به یک تصمیم برسی، میتونیم این موضوع رو در یک مسیر کوچینگ برای تصمیمهای مهم بررسی کنیم.
در یک مسیرکوچینگ ، با هم روی عواملی کار میکنیم که روی انتخابت تأثیر میذارن، معیارهایی رو که واقعاً برات اهمیت دارن روشنتر میکنیم و تلاش میکنیم به مسیری برسی که احساس کنی میتونی انتخابش کنی و مسئولیتش رو بپذیری.